X
تبلیغات
♥¸.•*ستــــــــاره ی مشرقی* ♥¸.•

♥¸.•*ستــــــــاره ی مشرقی* ♥¸.•

✖☠☠کاش دنیایکبار هم که شده‏بازیش را به ما می باخت‏مگر چه لذتی دارد‏این بردهای تکراری برایش✖☠☠

طلسم شکسته شد!!!!

ســــلامممممم به همه ی دوستای عزیزم

خوبید؟خوشید؟دماغا چاقه؟؟؟؟

چـــــــــــــــــــــــه خبــــراا؟؟؟؟؟

من که ی مدت طولانی نبودم.درگیر درس و یه سری مسائل.

اووووووووه داش یادم میرفت"عیدتونم مبارک باشه.ایشالا که واسه همتون سال خوبی باشه"

تا الان چطور بود سال جدید؟؟؟؟

واسه من که تو همین 25 روزی پر از خاطره بود.بد و خوووووب.البته بیشتر خوووباااااااا.البته ی سری اتفاقاتی افتاد که باعث شد به خودم بیام.خداروشکر میکنم.واقن از ته دلم گفتم....

یه تیکه حرف تو دلم هس میخام اینجا بگم و شما هم نظرتونو بگید.....

(گاهی بعضی از  آدما از زندگی ما میرن و باعث میشن یه سری افراد بهتری وارد زندگیمون شن که از رفتن اون آدما تشکر کنیم.نظرتون چیه؟هوومممم؟؟؟؟)

دوستون دارمممم.همیشه بخندین :)

[ 92/01/25 ] [ 22:12 ] [ سارا ] [ ]

عجب واقیعتـــــه!!!!

·        
دستت را برای یک دقیقه روی بخاری بگذار این یک دقیقه برای تو مثل یک ساعت می گذرد
با یک دختر خوشگل یک ساعت هم نشین باش این یک ساعت برای تو به سرعت یک

دقیقه می گذرد و این همان قانون نسبیت است

.....................................................................................

با اینکه سگ به وفاداری معروفه
اما چرا میگن مثل سگ پشیمون میشی؟
چون ته وفاداری پشیمونیه.....!

[ 91/08/07 ] [ 22:48 ] [ سارا ] [ ]

××اعــــــــتماد××

ســلامممممم دوستای خووووبمممممشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

حـــــالتوون خوبه؟؟؟خوشین؟دماغاتون چاقه؟؟؟؟(مث ماااا)؟؟؟نیگااا=شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

چه خـــــبرااا؟؟؟؟دانشگاها و مدرسه ها دیگه شــرووع شده و سوژه ها و خندیدناو گریه ها تو دانشگاه و خوابگاه(مث من)شــــروع شد.هـــــــهhttp://www.freesmile.ir/smiles/36912_adsasd.gif

م که اصن درس نمیخوونیم اینجا.البته کم پیش میاد که بخوونیم.ارشدم که افتاد سال بعد.عشق و حال.ههچون ۸ ترمه شدیمو گفتیم زیاد به خودمون فشار نیارییم

وااا جدی گـــفتممممgirl_to_take_umbrage2.gif

همین امروز سر کلاس ۱تا ۳ استاد بیخود و بی جهت ی حرفی زد که دقیقن این تیکه کلامو به شکل یه عکس توو ذهنم داشتم !!!!!

این بود:(اعتماد مث ی تیکه کاغذه.وقتی که مچاله شد دیگه به حالت اولش بر نمی گرده)

من که کلی باش فــــاز گرفتم.دوس داشتم نظر بقیه رو هم بدونم.

پس نظراتونو بگید.

دوســـــتون دارمkiss.gif


[ 91/07/01 ] [ 21:52 ] [ سارا ] [ ]

**واقیتارو ببــــین و بـــخـــند**

 

ســـــلاممممممم دوستای خووووبمممممم.

دالیhttp://www.freesmile.ir/smiles/10092_eival_gholi.gifخوووبین خوووشین؟؟؟؟؟شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

بعد کلی کار تو خونه و کمک به مامان یهویییی یاد وبم افتادم که از آپم یه ماهی میگذره  و هی میگفتین آپ کن خو الان آپیدمممم.هه.با اینکه بدجوووورم سرما خوووردمممم.اااااااااااااا چههههههههههههههههههه

همین الان دوسم زنگید کلی حرفیدیمو خندیدیم شکلکهای خانومی بعد راستشو بخاین گفتم یه کم از مطلبای عشقووولانه بیام بیرونو برم تو خـــــط طنز.نمیدونستم واسه اولین بار چی بزارمو بنویسم که این عکسارو گذاشتممممم.ههخخخخhttp://www.freesmile.ir/smiles/36912_adsasd.gif

من ک خوودم خیلی خندیدم.امیدوارم شماام خوشتون بیادgirl_blum2.gif

نظرتونو بگین.بدون نظر نرینا

دوســـــــتوووون دارمممم زیـــــادkiss.gif

.................................................................................

دینگ دینگ

تــــــوجه شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے تـــوجه

شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے سـلاممممممhttp://www.freesmile.ir/smiles/10092_eival_gholi.gifدوووس جونیامممممم

خوبین؟؟خوشین؟؟؟

شاید مث من چشاتون ۴تا ۴تا ببینه و میخاستین ک بخابینشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

تو اتاقم بودم تو جام داشتم کتاب میخوندم شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے  که یهو صدا بابا اومد

که داره میگه فردا بریم طرفای گیلان مسافرتشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

هه بریم اونجا باقالا قاتــــــوق با مرغـــانه بخووورم باسه شماهم بیالممممم

هه پارسال تا حالا فقط ی مشهد رفتمو این گیلان.اگه سر بگیرهو نظرمون عوض نشه

اگه ام نرفتیم ک هیچیییییییی.هـــووممممم

گفتم بهتون خبر بدم که تا ۱۷ نیستم نگین سارا کجا رف

خوبه اگه شه.آخه قبل رفتن ب دانشگاه کوفتی مسافرت لازمه خداییشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

دعا کنین ســـیل نبرتمون با این بارررررووووونSmiley

اگه رفتم دلم واستون تنگ میشه تو این ۳ روزSmileySmiley

اگه ام نرفتیم ک هستم پیشتوووووون

وبمو تنا نزارینا.دلش میگیرهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

دوووستووون دارررممممممممم عزیزاممم

بـــــــــــــــــــــــــوووووووووووووووووووس

 

[ 91/06/06 ] [ 12:14 ] [ سارا ] [ ]

××عـــــــــادت××

عـــــــــــــادت آدمـــــــــــهاســـــــــت...!!!

ســـــــیگــــــــار هــــــم که کـــــامــــــش را داد زیر پا لـــــــهش میکــــــــنند...!!!

(نظر شماها چیه هااا؟؟؟؟؟؟)

[ 91/05/01 ] [ 12:28 ] [ سارا ] [ ]

××مــــــامان بــــــــــــزرگـــــم××

سلام به همه ی دوســتام

واااااای چه روزیه امروز.آخه چــــــــــــــــرااااااا خــدااآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ؟؟؟

مامان بزرگم که چیزیش نبود.چرا نفسشو همون موقع بهش نرسوندی که الن واسه یه نفس تنگی هممونو تنها بزاره؟؟؟؟

چرا خدااااا؟؟؟

عـــــــــاشقش بودم.همیشه وقتی پیشش بودم آرامش داشتم.همیشه وقتی دستای لرزونشو تو دستام میگرفتم دلم آروم میشد

دلــــــــم خیلی پره خدا خیلی!!!!!!!!!

آخه ی پیرزن چقدررر میتونه مهربونو ساده دل باسه؟؟؟؟؟

همیشه وقتی اونایی ک سنشون زیاد بود فوت میکردن با خودم میگفتم بلاخره سنشون زیاد بود دیگه.قسمتشون این بود

اما وقتی چشای مظلومو مهربونشو تو کفن دیدم با خودم گفتم فقط عشقه تو دله ک مهمه نه سن.

اما خوشحالم ک  شب تولد امام زمان و موقع اذان صبح چشاشو واسه همیشه بست....

دیگه اشکام امونمو بریدن

نمیتونم بنویسم.همش حرفای تو دلم بود.یکم سبک شدم.

ازتون فقط ی فاتحه میخام واسه شادیه روحش.

ممنون دوستای خوبم.

فعلن

 

 

[ 91/04/14 ] [ 17:17 ] [ سارا ] [ ]

××مامان جووونم عاشقتممممم.دووووست دارم ی دنیااآآآآآ××

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری!
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی!
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .

اگر ۴ تکه نان خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما
۵ نفر باشید ، کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید مطمئنا مادر  است!!!

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه!
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش
میفهمی پیر شده!

 

     

  • awei1azer355tteu4zn.jpg


  • 9q0pguxa1tbvhiua2lj.jpg

[ 91/02/23 ] [ 18:28 ] [ سارا ] [ ]

××کــــاش××

دیروز گذشت!

و من امروز کاهیده تر از تمام عمر بودنم به نبودنم می اندیشم

در میان تالاب های بیکران، نیلوفر مرداب، چه واژه ی مضحکی است!

شکنج گیسوان کدام جادوگر مرا در مسخ این هستی گرفتار آورد؟

 نمی دانم.؟؟

نفهمیدم؟؟

به رفتن می رسم. توسنی در زیر پایم نیست و به کجا رفتن سوالی،حزن انگیزتر از هر چه تا بحال با آن کلنجار رفته ام.
به کجا باید رفت؟؟

زندگی چه سخت و تلخ است برای کسی که از قفس خود بیرون آمده و آن را

می فهمد و کلاهی بر سرش نمی رود!

کاش کلاهی به بزرگی تمام دروغ های تاریخ بر سرم بود.


چشم ها را باید شست. اما به چه چیز نگاه کرد؟؟


کاش سهراب آن سوی دریاها شهرش را نشانم میداد.

کاش.


"و این سرگشتگی سرنوشت من است"

 

[ 91/01/22 ] [ 14:31 ] [ سارا ] [ ]

××حرفای دلـــــــــم××

دلــــــــــــــــم را
کسی برده استـــــــــــ
و من زنـــــده ام!
تنهائیــــــــــم
نبض می زند هنــــــــــــوز . . . !(این منم)...
Image

وقتی واقعیّت می گریـــــــــد
تنها دستــــــــــــ خیـــــــــال
اشکهایتـــــــــــ را پاکــــــــــــ می کند . . . !
Image

آنجا که ســــلام چه آســـان
در یک لحظه می گنجـــــــــد
اما خـــــدا حافظـــــ
چه سان تا ابد طول می کشد . . . ؟!
Image

و در ذهنم
از امروز تو عکس می گیرم
برای روزهایی که نیستی...!
Image

باد را به پرچم سنجاق کرده اند
موج را به دریا
تو را به هر که خواسته ای
مرا به خاک سیاه . .
Image

[ 90/11/11 ] [ 23:20 ] [ سارا ] [ ]

××تنــــــــــهایی××

تنهایی را دوست دارم زيرا بي وفا نيست..

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردمش...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست...

تنهايي را دوست دارم زيرادر کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست

 و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد..

من از نهایت شب حرف میزنم...

من از نهایت تاریکی...

و از نهایت تنهایی...

اگر به دفتر تنهایی من آمدی ای مهربان چراغ بیاور..

ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم...


و شاخه گلی از حضورت برایم یادگاری بگذار

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

 


 
[ 90/11/03 ] [ 22:42 ] [ سارا ] [ ]

××هــــــی جوووووونی××

روزگاری نه چندان دور دووورررر

او هم نگاری بوده است


آپلود
نظر شما راجب این ۲ تیکه عکس و حرف

 چیه؟؟؟؟؟؟


هییییییییی روزگاااااااااااررررررررر

[ 90/06/24 ] [ 12:35 ] [ سارا ] [ ]

××عشق از دست رفته××

کیلومتر شمارهای بی پایان را به دست کسی می دهم تا شماره هایش را صفر کند تا من با ماشین زمان، مسافت های تازه را از نو شروع کنم . چمدان سفری ام را از زیر تخت بر می دارم تا پیراهن ها و شلوار و زیر پوش و همه متعلقاتم را در مربع کوچک قرار بدهم .همان طور که در حال مرتب کردنشان هستم قطرات اشکم لکه های نم دار به روی پیراهن سفید یقه آهار زده ام می اندازد

 همان طور که دارم با پشت دست راستم صورتم را پاک می کنم حس می کنم تو با لب های صورتی سوزان ات گردنم را می بوسی . آخ که چقدر دلم برای بوسیدن های منقطع تو تنگ شده !

اخ که چقدر دلم می خواست همین حالا در کنار همین تختم بودی تا با دل سیر ببوسمت !!!

باور کن که من از بالای همه خیابان ها به پایین خزیده ام تا تن تو و روح قشنگ ترا به دست بیاورم ولی افسوس که باد حادثه همه کاسه های لاجوردی را شکاند تا من بی تو بمانم .

کاسه های لاجوردی که شکست دیگر نتواستم یک دل سیر آب بخورم .لعنت به هر چه باد و توفان که چارچوب روح ما را در هم شکست تا از هم دور بشویم و فاصله های بی شمار را طی کنیم .و آرزویم اینست اجازه بدی در بازوان تو خودم را گم بکنم !!!


 

 -کاشکی میفهمیدی آنکه برای بدست آوردن محبتت حاضر است تنش را به تو بسپارد فاحشه نیست

 ...و آنکه برای به دنبال خود کشاندنت تنش را از تو میدزدد باکره نیست .!!!

[ 90/05/19 ] [ 18:55 ] [ سارا ] [ ]

××دوست حقیقی××

چرا خدا تو زندگی هممون یه فردی و به اسم دوست گذاشت؟؟؟؟
 
چون میدونست هر کسی فکر کنه همیشه یکی هست که بهش خیلی نزدیکه.....
 
دستاشو بگیره.....
 
همیشه بفهمش و درکش کنه....
 
باهامون صادق باشه و تا آخر دوسمون داشته باشه....
 
نظر شما چیه؟؟؟؟
Friendship Orkut Scraps

Orkut Friendship scraps, graphics and quotes

خانه دوست کجاست؟ »
 در فلق بود که پرسید سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر بدر می آرد،
پس به سمت گل تنهایی می پیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی:
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لایه نور
خانه دوست کجاست.
و از او می پرسی
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود …
باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم .

سهراب سپهری
[ 90/04/28 ] [ 12:33 ] [ سارا ] [ ]

××دو متــــــضاد××

من به باکــــــره بودنه قلــب فاحشه ها و فاحشه

 بودنه ذهن باکـــــره ها ایمان دارم قلــب فاحشه ها در

 حســــرت عــــــشق ابراز نشده است و ذهن

 باکـــــره ها اسیـــــر موجی از غــــــرایز ابراز نشده!!!!!!

(من به این جمله اعتقاد دارم نظر شما چیه)؟؟؟؟؟؟

[ 90/02/26 ] [ 10:12 ] [ سارا ] [ ]

××حسی بنام عشــــــــق××

(و حسی که عشق می نامندش)

خیلی از آدما وقتی به عقب بر می گردن و درباره ی

گذشته فکر می کنن می بینن هر دردی که داشتن التیام

 پیدا کرده به جز درد عشق که همیشه روی دلش میمونه...

هر دردی رو می شه تحمل کرد اما درد عشق رو نمیدونم؟؟؟

آدمهایی که عاشق هستن مثبت و خوبن اما آدمهایی که

 ادای عاشقارو در میارن و ادعای عشق رو دارن بر عکس

 آدمهای مضر و بدی هستن و ممکنه زیانهای زیادی رو به

 ما بزنن.....

خیلی ازآدمها قربانی همین آدمهایی می شوند که

 ادعای عاشق بودن رو دارن و فقط ادای عاشقا رو در

 میارن.....

دیدم و شنیدم آدمهایی که خوش گذرونیشون در آوردن

 اشک آدمای دیگه ست.....

این کار هم دختر و پسر نمی شناسه و وقتی طرف

 بخواد روول بازی کنه نیگا نمی کنن دختره یا پسر.....

بعضی وقتا عشق موجب می شه ازمون کار بکشن ،

 فدات بشم فلان چیز رو برام انجام می دی ؟ فلان کار

 برام انجام می دی ، فلان چیز رو برام می خری ؟ و …

اما من موندم آدم چطور می تونه یه احساس واقعی رو

درک و بهش دل ببنده؟؟؟

خیلیا که اصلاً احساس و علاقه رو قبول ندارن و می گن

 همش افسانه ست.

اینا همش حرفای دلم بود.

 و اینکه:

 به چشمی اعتماد کنیم که به جای صورت به سیرتمون

 نگاه میکنه.

به دلی دل بسپاریم که جای خالی برامون داشته باشه

 و دستی را بپذیریم که باز شدن رو بهتر از مشت شدن

 بلد باشه.

تمـــــــــــام!!!

[ 89/12/20 ] [ 11:3 ] [ سارا ] [ ]

حقیقت زن

           زن....                                                                                                   

  اگر میخواهید زنی را بفهمید زمان خندیدن به دهانش بنگرید اما برای ارزیابی یک مرد سفیدی چمانش را هنگام خشم ببینید......!

 

IF YOU wish to understand a woman,watch her mouth when she smiles,BUT to study a man,Observe the whiteness Of eyes when he is angry….!

 

کسی که به زن ترحم میکند از قدر او میکاهد.کسی که پلیدیهای جامعه را به زن نسبت میدهد به اوستم میکند.کسی که خوبی های زن را نتیجه ی خوبی های خود میداند و بدی های او را نتیجه ی بدی های خود ادعایی بی شرمانه دارد.اما کسی که زن را همانگونه که خدا آفریده میپذیرد عدالت را در مورد او روا داشته

HE WHO pities woman depreciates her!He who attributes to her the evils Of society pooresse her!he who thimks her goodness is Of his goodness and her evil Of his evil is shameless in his pretensions.BUT he who accepts her as GOD made her dose her justice.

زن ممکن است چهره ی خود را با لبخندی بپوشاند...!

A WOMAN may veil her face with smile…!

 

هر مردی دو زن را دوست دارد:یکی زاییده ی خیال اوست و دیگری هنوز به دنیا نیامده...!

EVERY MAN loves two woman:the one is the creation Of his imagination,and the other is nOt yet bOrn…!

 

این روزها ازدواج مضحکه ای است که بدست مردان جوان و والدین به پا میشود.دربسیاری از کشورها مردان جوان میبرند در حالی که والدین میبازند.به زن به چشم یک کالا نگریسته میشود.کالایی که خانه ای آن را میخرد و خانه ای دیگر آن را میفروشد!سر انجام زیبایی زن رنگ میبازد و او همچون اثاثیه ای که دیگر به کار نمی آید در گوشه ی تاریک خانه رها میشود...!

MARRIAGE in these days is a mochkery whose management is in hands Of young men and parents.In most countries the young men win while the parents lose.The woman is looked upon as a commodeity!purchased de and delivered from one house to another!In time beauty fades and she becomes like an old piece Of furniture in a dark corner….!

(جبران خلبل جبران)

 

[ 89/11/09 ] [ 15:7 ] [ سارا ] [ ]

××آتـــــــــش عشـــــــــق××

آتشهایی که می پزند، آتشهایی که می سازند ؛آتشهای سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئی، نیرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسی به این پی برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشی که همه هستی تجلی آن است ،آتش گرم نیست ،داغ نیست .چرا؟ نیازمندی در آن نیست ،تلاطم در آن نیست، نا استواری ، شک، تزلزل ، تردید ،نوسان ، وسواس،اظطراب ... نگرانی ،در آن نیست، اما آتش است ،آتشین تر از همه آتشها .آتشی که پرتو یک زبانه اش آفرینش است، سایه اش آسمان است،جلوه اش کائنات است،گرده خاکستر نازک و اندکش کهکشانها است...

چه می گوییم ؟!!!

این آتش عشق در خدا !یعنی چه؟آتش عشق که این جوری نیست ..... پس این آتش دوست داشتن است. آری.

آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف میزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !؟

نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نیست ، سرد نیست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نیازمندی ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسیدن ندارد،که یافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد...

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

[ 89/10/16 ] [ 17:37 ] [ سارا ] [ ]

××معجزه ی خاموش××

طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده

یه آه خداحافظ یه فاجعه ی ساده

خالی شدم از رویا حسی منو از من برد

یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

ای معجزه خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه آه هم جنس شکفتن شو

از روزنه این کنج خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

برگرد به برگشتن از فاصله دورم کن

یه خاطره با من باش یه گریه فرورم کن

از قرقر بی رحم این تجربه من سوز

پرواز رهایی باش به زیافت دیروز

به کوچه که پیوستی شهر از تو لبالب شد

لحظه آخر لحظه شب عاقبت شب شد

آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود

راهی شدن حرف نقطه چین پایان بود

[ 89/10/12 ] [ 12:59 ] [ سارا ] [ ]

××جیجیلیای من××

وووااااااااااااااااااااااااااای نـــــــــــــــــی نـــــــــــــــــــــــــی(برید کناااااار.مال خودمن)

ای جــــــاااااانممممممممممممممممممممم

 

اااوووف نیگاشششششش کنین توروخداااااااااااااااااااااا

آخــــــه بمن بگید کی میخاد این جیگرو نخوره دو لوپــــــــــــــی.اوووووف لوووپاشووووووووووووووووووووووو        

 

عاشق نی نی ام.یکیو مث این داریم خودمون.گوشته گووووشت.هه

همشوووون گوووووگووولییااااااااای منننننن

 از این عکس خوشم اومد.گفتم یادگاری بزارم تو وبم.هه

[ 89/09/14 ] [ 17:50 ] [ سارا ] [ ]

××دل بدون عشـــــق××

 

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،

آدمی را همواره در پی گم شده اش،

ملتهبانه به هر سو می کشاند.

خدا،آزادی،هنر و دوست

در بیان طلب بر سر راهش منتظرند

تا وی کوزه ی خالی خویش را

از آب کدامین چشمه پر خواهد کرد؟

دکتر علی شریعتی

[ 89/09/14 ] [ 17:37 ] [ سارا ] [ ]

گنجشک کوچولووووو و خداش

  روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:" می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد."و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

 گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:"ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی."

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

خدا گفت:" و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!" اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد

 

[ 89/09/14 ] [ 17:25 ] [ سارا ] [ ]